السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

21

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى)

هنگام غزوه « جيش العسرة » - كه همان تبوك است رسول خدا صلى الله عليه و آله به علىبن‌ابيطالب فرمود : بناچار بايد من يا تو باقى بمانيم . پس او را جانشين گماشت . هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله براى جنگ حركت كرد ، جمعى گفتند : رسول خدا او را جا نگذاشت مگر براى اين كه از او كراهت داشت . اين مطلب به گوش على رسيد ، در پى رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت تا به ايشان رسيد . به اوگفت : اى على چه عاملى تو رابه اينجا آورد ؟ گفت : هيچ انگيزه‌اى ، اى رسول خدا ، جزاين كه شنيدم مردمى گمان مىبرندكه چون ازچيزى ازمن كراهت داشتى ، مرا جا گذاشتى . رسول خدا صلى الله عليه و آله لبخندى زد و فرمود : « اى على ، آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من مانند هارون نسبت به موسى باشى ، جز اين كه تو پيامبر نيستى ؟ گفت : آرى اى رسول خدا . گفت : به درستى كه چنين است » . « 1 » 4 - روايت ابن‌ابىشيبه متن روايات ابوبكربن‌ابىشيبة چنين است : 1 - 4 . غندر ، از شعبه ، از حكم ، از مصعب‌بن سعد ، از سعدبن ابىوقاص كه گفت : رسول خدا صلى الله عليه و آله علىبن‌ابيطالب را در جنگ تبوك بجا گذاشت . گفت : اى رسول خدا مرا در ميان زنان و كودكان جا مىگذارى ؟ گفت : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من به مرتبه هارون نسبت به موسى باشى جز اين كه پس از من پيامبرى نيست ؟ » 2 - 4 . غندر ، از شعبه ، از سعدبن ابراهيم ، از ابراهيم‌بن‌سعد ، از سعد ، از پيامبر صلى الله عليه و آله كه به على گفت : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من به مرتبه‌ى هارون از موسى باشى ؟ » 3 - 4 . عبداللَّه‌بن‌نمير ، از موسى جهنى ، از فاطمه دختر على از اسماء دختر عميس كه گفت : شنيدم رسول خدا صلى الله عليه و آله به على مىگفت : « تو نسبت به من در مرتبه‌ى هارون نسبت به موسى هستى ، جز اين كه پس از من پيامبرى نيست » . 4 - 4 . وكيع ، از فضيل‌بن‌مرزوق ، از زيدبن أرقم كه گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله به على

--> ( 1 ) . الطبقات الكبرى : 3 / 24 .